تبليغات

كيانوش عياري: لطف كنيد به من لقب فيلمساز اجتماعي ندهيد
تاريخ: 2/19/2009 1:52:00 PM   منبع: ايسنا

كيانويش عياري در دانشگاه تهران گفت: لطف كنيد به من لقب فيلمساز اجتماعي ندهيد.

دومين نشست تخصصي سينما‌شهر با همكاري موسسه‌ي فرهنگي هنري شهرداري شامگاه سه‌شنبه (29 بهمن) در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران با نمايش فيلم «بودن يا نبودن» و حضور كيانوش عياري و دكتر پرستش (از اساتيد دانشگاه تهران) برگزار شد.

كيانوش عياري در ابتداي نشست درباره‌ي پيشينه‌ي «‌بودن يا نبودن» گفت: اين فيلم سال 76 ساخته شد و سال 77 اكران شد، اما به خاطر شرايط خاص اكرانش خيلي خوب ديده نشد و اكران ابتر و دم‌بريده و عقيمي داشت.

او درباره‌ي علت ساخت اين اثر هم توضيح داد: فكر كردم به‌واسطه‌ي يك فيلم سينمايي بتوان كاري كرد كه آمار تاسف بار اهداي عضو روند بهتري بگيرد و آمار اهداي عضو ارتقاء پيدا كند و به‌راستي باچنين نيتي آنرا ساختم و البته اين فيلم راه خود را به بسياري از جشنواره‌ها هم باز كرد.

وي افزود: هنگام ساختن فيلم 4 سال از طرحي كه با خواندن يك خبر در روزنامه به ذهنم رسيده بود مي‌گذشت و تنها و نخستين عنصري كه از ابتدا شروع كار در ذهنم بود، طي طريقي بود كه از طرف فردي كه نيازمند اهداي عضو است از يك سطح ناهموار شروع مي‌شود و به روندي خاص مي‌رسد.

عياري در خصوص روند ابتدايي شكل‌گيري فيلم «بودن يا نبودن» گفت: در سال 72 پس از ملاقاتي كه با دكتر ماندگار داشتم، نخستين سوالي كه داشتم اين بود كه شما دراين ارتباط چه مي‌كنيد؟ آيا در انتظار يك مرگ غم‌انگيز هستيد و براي اين ليست حدودا 600 تايي دنبال مرگ مغزي هستيد؟ در ذهنم دوگانگي بسيار عميقي وجود داشت و در ابتداي شكل گرفتن فيلم «بودن يا نبودن» يك معماي شگفت‌انگيز وجود داشت و بزنگاه شگفت‌انگيزي بود و به اين جهت به عمد نوعي دوپارگي در كليت فيلم قرار دادم تا در اتهام مفاهيم دستمالي شده‌اي چون انسانيت، «اومانيستي» و غيره قرار نگيرم.

كارگردان «هيولاي درون» افزود: لطف كنيد به من لقب فيلمساز اجتماعي ندهيد كه متاسفانه اين عبارت بسيار مورد سوء‌استفاده قرار مي‌گيرد و گمان مي‌كردم ساختن اين فيلم يك وظيفه است و اگر اين فيلم بتواند آمار اهداي عضو را در سال از 9 به 16 برساند، يك موفقيت است و اين فيلم مطلقا سفارشي نيست.

كارگردان سريال «روزگار قريب» گفت: دور از شأن هنر مي‌دانم كه يك فيلمي سفارشي ساخته شود كه البته چنين كاري را نفي نمي‌كنم و مي‌توان موسيقي يا تابلو سفارشي هم ساخت.

كارگردان «آباداني‌ها» يادآور شد: در طول دوران كاري‌ام هيچ‌گاه براساس يك تئوري از پيش تعيين شده فيلم نساخته‌ام، فيلمسازي براي من از جايي شروع مي‌شود كه احيانا خبري خوانده باشيم، البته بايد به‌خاطر داشت وقتي فيلمي ساخته مي‌شود مسلما درحين تحليل، تئوري‌هايي از بطن آن امكان بررسي‌كردن مي‌يابند و مثلا درباره‌ي «بودن يا نبودن» مي‌توان گفت: فيلمساز از ديوارهايي كه بين قوميت‌ها، نژاد‌ها و رنگ‌ها وجود دارد رنج مي‌برد.

عياري تصريح كرد: وقتي به تماشاي يك اثر هنري مي‌نشينم، اگر متوجه شوم آن فيلم مي‌خواهد يك خردي را بي‌واسطه به عواطف منتقل كند، طرفدار آن نيستم. اثر هنري حق ندارد از كانال‌هاي عاطفي استفاده غلط بكند و دلسوزي فيلم بخشي از واقعيت‌هايي است كه در اطرفمان وجود دارد و آبشخور من آن چيزهايي هستند كه از جامعه مي‌گيرم. من نمي‌توانم با فيلم‌هايم فرهنگ‌سازي كنم و اگر قطره‌اي از اقيانوس فرهنگ باشم، مفتخرم.

كارگردان «آنسوي آتش» درخصوص كليت آثارش گفت: تمام فيلم‌هاي من به واسطه‌ي «فضاسازي» قوام و وجود دارند و صحنه‌هاي «وارتا واري» كه در فيلم گنجانده شده استفاده‌اي ابزاري است و مي‌خواهد شخصيت‌هاي ارمني را از حالت دكور خارج كند.

عياري افزود: خواست من از ساخت «بودن يا نبودن» در پاره اول اين بود كه با دختر احساس همدردي كنيم و در نيمه دوم با پسر لرستاني مرگ مغزي شده همذات‌پنداري كنيم.

وي تصريح كرد: اعتقاد ندارم سينما يك اعتراضيه محسوب شود و اگر فيلمساز با نيتي يا نقشي فراتر از باورهايش اثري ارائه بدهد يك جايي مشخص مي‌شود.

سينما و هنر قرار نيست جايگاهي فراتر از خودش داشته باشد، سينما يك جايگاه بسيار مقدس است و سينما هيچ‌گاه توسط افرادي چون «جان فورد» جايگاهي براي اعتراض نيست.


 
تبليغات (حتما كليك كنيد)
 

تبليغات